بایگانی دسته: نگاه ها و نظر ها

شهر آفتاب و نمایشگاه کتاب

شهر آفتاب و نمایشگاه کتاب با کوله پشتی به پشت در ایستگاه متروی مفتح منتظر بودم تا به نمایشگاهی بروم که یک بار در سال اتفاق می افتد. یک بار در سال اتفاقی مهم اما بی تاثیر در تبلیغات محیطی. … ادامه‌ی خواندن

Facebook Twitter Plusone Linkedin Digg Reddit Email
منتشرشده در مراسم و روزهای خاص, نگاه ها و نظر ها | ۱ دیدگاه

پارک شفق و کلاغ هایش

پارک شفق و کلاغ هایش صبح امروز از در جنوبی پارک وارد شدم. روز جالبی است. روز صداهاست انگار. از خانه که بیرون آمدم صدای جرینگ جرینگ دسته کلیدم موجب شد که به جای گذاشتن تو جیب توی مشت بفشارمش. … ادامه‌ی خواندن

Facebook Twitter Plusone Linkedin Digg Reddit Email
منتشرشده در بسیار سفر باید, داستان کوتاه, نگاه ها و نظر ها | دیدگاه‌تان را بنویسید:

پارک شفق و قدم های صبح گاهی

صبح ها پارک شفق قدم می زنم. عادتی است که مدتی است ترکش کردم. پارک شفق هم سن و سال منه و به همین دلیل دوستش دارم. اگر چه کوچک و پر پیچ و خم است اما سرسبز و پر … ادامه‌ی خواندن

Facebook Twitter Plusone Linkedin Digg Reddit Email
منتشرشده در بسیار سفر باید, داستان کوتاه, نگاه ها و نظر ها | دیدگاه‌تان را بنویسید:

نوروز ۹۲

نوروز ۹۲ این هم شعرگونه ای برای تبریک سال و آرزوی سالی خوش برای همه و روزی شاد و ایامی خوش و شاد. سال و ماهت نو دلت خوش ، ماهتابت نو تمام لحظه های زندگی ات نو ، دلت … ادامه‌ی خواندن

Facebook Twitter Plusone Linkedin Digg Reddit Email
منتشرشده در مراسم و روزهای خاص, نگاه ها و نظر ها | دیدگاه‌تان را بنویسید:

تلوزیون شاوب لورنس قدیمی

تلوزیون شاوب لورنس با اون چوب خوش ترکیب و تراش کاری شده اش افسون گر بود. رنگ قهوه ای براقش و بخصوص دو لنگه ی درش آدم را مفتون خودش می کرد. دو لنکه که هر لنگه اش دو تا می شد و برای دیدن برنامه ها باید در تلوزیون را باز می کردی. در اتاقی بود انگار برای ورود میهمانان . در تلوزیون مبله را باید با دقت باز و بسته مى کردى مبادا به لامپ تصویرش آسیب برسه. روى تلوزیون هم یک پارچه گذاشه بودند و یک گلدان هم روش. هم میزی بود برای تزیین و هم برنامه های برای دیدن . البته برای ما بچه ها که جلوه ی تزیینی اش بیشتر بود تا دیدن برنامه هایش. ادامه‌ی خواندن

Facebook Twitter Plusone Linkedin Digg Reddit Email
منتشرشده در داستان کوتاه, نگاه ها و نظر ها | ۱ دیدگاه

چشم ها چه خوب دروغ می گویند.

مدت هاست که توی پارک قدم می زنم و روش قدم زدن من ساده است. اول آرام قدم می زنم و بعد کم کم سرعتم زیاد تر می شه و در انتها یک دور و شاید دو دور بدوم و بعد … ادامه‌ی خواندن

Facebook Twitter Plusone Linkedin Digg Reddit Email
منتشرشده در بسیار سفر باید, داستان کوتاه, نگاه ها و نظر ها | دیدگاه‌تان را بنویسید:

لطفا کرم ضد آفتاب بمالید.

به یاد سخنرانی کورت ونه گات افتادم. از آن سخنرانی های که آدم از شنیدن و حتی خوندنش خیلی لذت می بره. سخنرانی اش در جمع دانش آموختگان MIT بوده، آن روزها که این سخنرانی را ترجمه کرده و پخش کرده بودند معروف بود که واقعی است اما بعدها فهمیدم که این هم مثل نامه های چارلی چاپلین به دخترش اثر زیبایی ست اما واقعی نیست. ادامه‌ی خواندن

Facebook Twitter Plusone Linkedin Digg Reddit Email
منتشرشده در درس های زندگی, نگاه ها و نظر ها | دیدگاه‌تان را بنویسید:

روز جهانی کودک مبارک

آى کودکى کجایى ، که آرام با بال سنجاقکى زیبا پر گشودى و رفتى.
آى کودکى کجایى و خواهش نگاهت بر بال رنگین سنجاقک کجاست؟
آى کودکى کجایى و صفاى کلامت کو؟ ادامه‌ی خواندن

Facebook Twitter Plusone Linkedin Digg Reddit Email
منتشرشده در نگاه ها و نظر ها, یاد ها و خاطره ها | دیدگاه‌تان را بنویسید:

کانکشن وایرلس آدمی

اگر می شد مفاهیم و موضوعاتی که قابل بیان نیست را به روشی منتقل کرد که فرد دیگر همان درک را به دست بیاورد پدیده ای فوق العاده است . همانطور که مردمان آواتار با اتصال موهای خود به موی درخت و یا اسب و یا موجودات دیگر ، با او یکی می شدند. یکی شدن فوق العاده دل پذیر است.
گاهی اوقات کلام آدمی در بیان آنچه در قلب می گذرد در می ماند ، گاهی انتقال حسی امکان پذیر نیست . لذتی که از شنیدن موسیقی به آدم دست می دهد انتقال پذیر نیست و هزاران چیز دیگر که با کلام منتقل نمی شه . ادامه‌ی خواندن

Facebook Twitter Plusone Linkedin Digg Reddit Email
منتشرشده در نگاه ها و نظر ها, یاد ها و خاطره ها | دیدگاه‌تان را بنویسید:

امان از این سال کبیسه

چند سال پیش – بعد از ازدواجم – روز جهانی ماما برای من هم مهم شده بود و باید !! به عنوان یکی از روزهای مهم سال در ذهن خودم نگه می داشتم یعنی روز پانزده ام از ماه اردیبهشت معادل روز پنجم از ماه می میلادی.
آنچه آموخته بودم این بود که روزهای معادل ماه های خورشیدی ( شمسی و میلادی ) جابجا نمی شوند و همیشه ثابت هستند . اما روز ۱۵ اردیبهشت سال ۷۹ ایرانی جشن روز جهانی ماما در ۱۶ اردیبهشت برگزار شد. تعجب کردم . ابتدا فکر کردم مسئولان برگزار کننده اشتباه کرده اند اما وقتی به تقویم نگاه کردم همه چیز درست بود. تعجب آور بود . آموخته هایم اشتباه بود ، روزهای معادل ماه های خورشیدی ( شمسی و میلادی) جابجا شده بودند . ادامه‌ی خواندن

Facebook Twitter Plusone Linkedin Digg Reddit Email
منتشرشده در نگاه ها و نظر ها | دیدگاه‌تان را بنویسید: