چنارهای بیچاره خیابان ولی عصر

چنارهای بیچاره خیابان ولی عصر

روزگاری خیابان پهلوی بود و کوتاه مدتی مزین به نام مصدق شد اما سالهاست که ولی عصر نامیده می شود. نامش مهم نیست که در طول تاریخ نام های زیادی تغیر کرده است، اما طولانی ترین خیابان ایران است. روزگاری می گفتند طویل ترین خیابان خاورمیانه. ما ایرانی ها در ادعا کردن ید طولایی داریم. شاید هم زمانی می گفتیم درازترین خیابان جهان است. می گفتیم که از ماه هم دیده می شود.
بگذریم حرف زیاد می زنیم ما آدمها.

به سمت شمالش کوه است که زیبایی خیابان را بیشتر می کند. هوای تمیز روزگاران قدیم و کوه زیبا و با ابهت بخصوص اینکه شش ماه از سال برقی بود و در هوای دلپذیر و آفتاب خوش آیند زمستان ، قدم زدن در خیابان به سمت شمال افسون کننده بود(هنوز هم گاهی اوقات، هست). همیشه می گفتم خوش به حال مردمان قدیم که شاهد این زیبایی بوده اند.

درختان چنار دو طرف خیابان هم از زیبایی های دیگر این خیابان است. هرچه به میدان تجریش نزدیک تر می شوی چنارها تناورتر و در هم تنیده می شوند و شاخه هایشان گنبدی می سازند. طاق نصرتی است انگار که از میرداماد شروع می شود تا تجریش کشیده می شود. چنارهای بلند و تناور با شاخ های به آسمان رسیده و خورشیدی که لای شاخه ها با چشم هایت بازی می کند. چنارهایی که از روزگاران قدیم بوده و یادگار ماندگار سرلشکر بوزرجمهری شهردار تهران در زمان رضاشاه است که هنوز هم در طول خیابان دیده می شود.

دو سوی خیابان درختان تناور در کنار پیاده روها و هر سمت پیاده رو جوی آبی که بجز این سالها همیشه پر آب بوده. آب برف و باران به جای گذر از خیابان از جوی آب می گذرد. جوبی که درخت چنار پهناور پای آن است.
قدم زدن در پیاده رو ولی عصر در کنار جوی پر آب و درختان چنار سر برافراشته به آسمان و بازی نور خورشید با چشم ها همیشه زیبا و دلپذیر بوده و خواهد بود. بخصوص هنگامی که زمستان به انتها می رسد و گرمای خورشید و نورش پوست را می نوازد.

اما پیاده رو و جوی خیابان ولی عصر هر بار توسط شهرداری دست کاری می شود. هر سال به بهانه هایی و هر شهردار به بهانه ایی دیگر. دست کاری پیاده رو و جوی آب انگار برگه ی جواز هزینه هایی است که از جیب مردم پرداخت می شود.
هر شهرداری به فراخور دانش نداشته اش بلایی بر سر درختان و جوی دو سوی ولی عصر آورده است.

اما مدتی است که هم جوی آب و هم درختان چنار آسیب دیده اند. جوبی که توسط شهردار قبلی سیمان شده بود و با بلوک های سنگی ، سنگ فرش شده بود توسط این شهردار دستکاری شده. سنگ ها و سیمانها کنده شده اند و درختان چنار هم برداشته شده است. جای درخت مانند جای دندان خالی بر آرواره هایی که تازه دندانش را کشیده اند ، خالی و بی روح و عمیق است.

چنارهای قدیمی را کنده اند و در کنار پیاده روها چنارهای تازه کاشته اند. و می کارند. باریک و بی بنیان. جوان و بی سایه. یادمان می اندازد که نه تنها نام خیابان که درختان چنار پهناور آن نیز عوض شده اند. جلوه های زیبایی خیابان هم عوض شده اند همانطور که مردمان شاد و شوخ که در این خیابان قدم می زدند نیز ، دلمردگی و افسردگی در کوه بی روح روبرو ، آسمان آلوده و غبار گرفته و آرواره های بی دندان دو طرف خیابان با جای خالی درختانی که از ریشه بیرون آورده شده است، فریاد می زند.

ابوالقاسم ابراهیمی

Facebook Twitter Plusone Linkedin Digg Reddit Email
این نوشته در درس های زندگی, نگاه ها و نظر ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.