بیست و چهار روز سفر در اروپا قسمت دوم

قسمت دوم گزارش به همان روش در ادامه می آید.

دوشنبه و سه شنبه ۶ و ۷ مرداد ۹۳  لوکارنو ، سویس

از ایتالیا به سمت سویس می رویم. با آنکه هر دو در کشورهای شینگن هستند اما برای عملیات مرزبانی قدری معطلی – ده دقیقه –  داشتیم. برای ما مسافران هیچ زحمتی نداشت جز انتظاری اندک. راننده بود و پرداخت عوارض  و… به روستای کومو ، که مرز مشترک بین سویس و ایتالیا ست رسیدیم. دریاچه ای با همین نام در دیدرس ماست. آسمان آبی و دریاچه هم آبی و کوه سرسبز  با تک لکه های سفید در آسمان چه شگفت انگیز است. در جاده ای که کوهستانی است رانندگی می کنیم و از دریاچه ها می گذریم.  روز به نیمه رسیده بود که از خاک ایتالیا به خاک سویس وارد شدیم. در جستجوی پارکینگ مناسب برای ناهار.

Locarno

لوکارنو. کوه و مه

ساعت یک و نیم بود که در پارکینگ خوب و خوشی اتوبوس ایستاد. دستشویی مناسب و تمیز و سطل های زباله فراوان که دیگر بهانه ای برای ریختن آشغال بر روی زمین نخواهیم داشت و میز و صندلی برای گردشگران ، همه چیز مهیاست. تا ناهار که مرغ و پلوست آماده شود تمشک وحشی در دستان خوب شسته ی ما بود و می خوردیم. تا اینجا که آمده ایم حسابی تمشک چیده و خورده ایم ، تمشک  هایی که اندازه هایش بزرگ هست اما مزه اش خیلی دندان گیر نیست ، اما اینجا توی سویس ،تمشک خوب و خوشمزه است. ناهار هم خوردیم و راه افتادیم تا در اولین فرصت برای چای پارکینگ مناسبی پیدا کنیم.  فکر کنم به تهران برسیم هر کدام معتاد چای دارچین شویم. و شانس بیاوریم وزن ما اضافه نشده باشد.

locarno oak tree

درخت چنار کهنسال. لوکارنو سویس

بعد از ناهار به سمت دریاچه لوکارنو رفتیم. چهارشنبه ی دیگر جشنواره فیلم لوکارنو همین جا برگزار می شود و فکر کنم اینجا جای سوزن انداختن نباشد. هوا ابری است. نم نم باران می بارد. در شمالی ترین قسمت  دریاچه Maggiore   ایستادیم و از دیدن دریاچه لذت می بریم و خودمان را در هفته بعد تصور می کنیم. پشت به دریاچه و رو به کوه ایستادم و از کوه سرسبز و ابری که همچون مه آرام آرام از روی کوه کنار می رفت دیدن کردم. انگار لاهیجان هستم و به شهر و دریاچه ی مصنوعی اش نگاه می کنم اما اینجا همه چیز شفاف تر و تمیزتر و زیبا تر  از آنجاست.

در کنار دریاچه دو چنار کهنسالی هست که پنج نفر آن را در آغوش گرفتیم تا دستان ما به هم رسید. هر دو سالمند و قدیمی اما سالم و شاداب. چند سال طول کشیده تا چناری اینچنین تناور رشد کند؟  هیچ نشانه از تبرک بر روی درخت ندیدم. اگر این چنار نزدیکی های ما بود چه پارچه های سبز که بر روی شاخه ها بسته بودند. و چه شمع ها در کنارش نمی سوزانند.

مسیر ورود به لوکارنو حس ورود به روستایی شاد را به آدم می دهد. همه جا تاکستان است و گندم زا. فرودگاه خصوصی که پرواز های کوچک را هدایت می کند، همین نزدیکی است.  از لوکارنو به سمت زوریخ راندیم و ساعت حدود هفت عصر بود که از تونلی طویل زیر آلپ گذشتیم حداکثر سرعت هشتاد کیلومتر درساعت بود و یک ربع طول کشید که از آن رد شدیم. احتمالا بیست کیلومتر بود.

Locarno 13بعد از عبور از تونل دریاچه ای  در کنار ماست . انگار در مسیر جاده کوهستانی رانندگی می کنی و رودی در کنار توست. دریاچه دراز است و ما در راستای طول آن رانندگی می کنم. کنار یک مهمانپذیر نگه داشتیم تا از دیدن کوه و دریاچه و آسمان زیبا لذت ببریم و البته مجسمه چوبی غول پیکری داشت که کنار آن عکس بگیریم. باد سرد و هوا سرد است. محیط کوهستانی خودش را با این هوا به ما نشان داد.

امشب شب عید فطر است و آخرین روز ماه رمضان به هتل در زوریخ رسیده ایم. هتل ibis زنجیره ای است و ما در هتل Hotel Ibis Zurich Adliswil  وسایل مان را پیاده کردیم و اتاق تحویل گرفتیم. همه در تکاپو هستند که عید را به خانواده تبریک بگویند اما اینجا دو ساعت و نیم از تهران عقب تر است ،در تهران همه خواب هستند.

Zorich Rainfall 22

آبشار راین. سویس

Zorich Rainfall 46

آبشار راین و جزیره درون رود

صبح سه شنبه روز عید فطر با راندن ۵۰ کیلومتر به سمت آبشار راین رفتیم. دو راه برای رفتن به آبشار هست ، یکی اینکه تماما در خاک سویس رانندگی کنی و دیگری اینکه از سویس به آلمان رفته و دوباره به خاک سویس برگردیم. ما راه اول را برگزیدیم.  رود راین با ۱۳۲۰ کیلومتر طول یکی از طویل ترین رودهای اروپاست که از آلپ سرچشمه می گیرد و از سویس و آلمان و فرانسه و هلند عبور می کند. حداکثر ارتفاع آبشار ۲۳ متر و پهنای آن ۱۵۰ متر است. خیلی شبیه آبشار های که تصور می کردم نیست ، یک جور خاصی ابهت دارد ، بخصوص اینکه با درست کردن محیط مناسب و هدایت گردشگران  به محدوده آبشار حس نزدیک شدن به آن به آدم دست می دهد و قدرت ویرانگر آب را می توان از نزدیک حس کرد.

در میان رود جزیره ای هست و بر فرازش قلعه ای ، که گردشگران می توانند با قایق به آن جا رفته و از آن بالا رود را و آبشار را نظاره گر باشند. با پرداخت وجه مربوطه درون قایق نشستیم و بر روی رودی که سرعت آب و شتایش زیاد بود راندیم. کوتاه بود اما پر فشار. تا جزیره کوچک رفتیم و از پله ها بالا رفتیم و از فراز بر رود و ابشار  و کوه …. نظاره کردیم

سویس یکی از کشورهای پر دریاچه و پر آب دنیاست. بزرگترین منبع یخچال های طبیعی و با این همه به تازگی برنامه ای را شروع کرده که از بحران آب در سالهای آینده جلوگیری کند. بحران آب در کشور خود !!! ما کجاییم و اینها کجا. ما به مرز بی آبی و خشکسالی رسیده ایم و تازه برنامه های برای مهار بی آبی تهیه کرده ایم. و اینها شاید صد سال دیگر هم بی آب نشوند اما امروزه برنامه های برای کنترل بی آبی دارند.

Zorich Rainfall 80

مراسم ناهارخوران در کنار ابشار راین.

در کنار رود و آبشار با طبیعت زیبا و سرسبز و طبیعتی از آلپ ماندیم و از دیدن این همه زیبایی لذت بردیم و خودمان را برای صرف ناهار آماده می کردیم. کلیسای کوچکی اینجاست. ناقوسش به صدا در آمد اما خیلی طولانی تر از معمول بود که زمان را نشان دهد. معلوم شد یکی فوت شده و مراسم تدفین اوست. ناقوس هم به احترام او به صدا درآمده است. قبرستان کوچکی اینجاست کنار کلیسا . چقدر زیباست . آدم دلش می خواهد اینجا  زیر آسمان آبی و کنار رودی قدیمی و کوهی سترگ و سرسبز دفن شود.

تقریبا همه توریست ها و مردم با تعجب به ماشین ما که مشخص بود ایرانی است نگاه می کردند . از ما می پرسیدند این همه راه را با اتوبوس به اینجا آمده ایم. و با شنیدن پاسخ مثبت ما ،با احترام و تعجب با ما حرف می زدند.

Zorich lake 49

دریاچه زوریخ و قوهای زیبا

بعد از ظهر به سمت آبشار زوریخ رفتیم و خیابان وانهوف . فروشگاه های خیابان خیلی شیک و اجناسش گران است. دریاچه با قو های فراوانی که در آن شنا می کنند، دیدن داشت. خیلی ها مشغول غذا دادن به قو های سفید و زیبا بودند و از آنها عکس می گرفتد.

انواع قطارهای شهری در زوریخ در حرکتند. در خیابان انواع خطور را می بینی و چند ریل . تراموای شهری ، قطار برقی مدام در تردند. حمل ونقل عمومی اش قابل توجه است.

 سویس جای دیدن ساختمان قدیمی یا کلیسا نیست. اگر چه ایستگاه بی نظیر قطارش در کنار دریاچه زوریح و یا کلیسای رومی شهر زوریخ به نام محلی گراسمونستر (Grossmünster)   و یا بزرگ ترین ساعت و برج ساعت که در سال ۱۵۳۴ نصب شده با نام برج ساعت سنت پیتر تماشایی هستند، اما زوریخ به دریاچه و کوه و طبیعت و هوای پاک وسالم و آرامش بی حدش معروف است و ساعت های دقیق و شکلات های خوشمزه و ما باید این همه نظم و ترتیب را بگذاریم و به سمت پاریس برویم که در نقطه مقابل سویس قرار دارد.

این نوشته در بسیار سفر باید ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

6 دیدگاه دربارهٔ «بیست و چهار روز سفر در اروپا قسمت دوم»

  1. محمد می‌گوید:

    سلام، می خواستم ازتون خیلی تشکر کنم که این تجربه عالیتون رو با ما به اشتراک گذاشتین. منم می خوام به زودی انشاالله این تجربه رو به دست بیارم.
    اگه لطف کنین، بفرمایین ۱، پولهاتون رو چطور حمل می کردین? اگه کردیت کارت گرفتین، کجا افتتاح حساب کردین?
    ۲ آیا جایی در این مسیر بود که احساس امنیت کمتری نسبت به جاهای دیگه بکنین?
    ۳ اگه مجبور بشین دو یا سه کشور رو از این مجموعه حذف کنین تا کشورهای دیگه ای جایگزین اونا کنین کدوما رو حذف می کنین?
    ۴ به نظر میاد این سفر خیلی با عجله بود و فرصت ۲۴ روزه برای این سفر کافی نیست? درسته?

    • ابوالقاسم ابراهیمی می‌گوید:

      با تشکر
      ۱) با توجه به اینکه مسافرت به صورت یک تور و با اتوبوس صورت گرفته و خورد و خوراک ما هم به صورت غالب با خود تور بود در نتیجه نیاز نبود که پول زیادی با خودمون همراه داشته باشیم. همان مقدار مجاز هر مسافر برای ما کافی بود. من همیشه در مسافرت یک کوله پشتی و یک کیف کمری همراهم هست و وجه مورد نیاز را همراهم می برم. البته طبق توصیه بزرگان همه وجه را همراهم نمی برم و توی صندوق ( safe box) هتل می گذارم. من نیاز به کارت اعتباری نداشتم. مبالغ را هر دو کشور تبدیل کردم – ترکیه و مجارستان – باقی کشور ها از یورو استفاده کردم
      ۲) همه ی کشورهای که رفتیم به طور عام به ما اعلام می شد که مواظب کیف و پول و وسایل خودمان باشیم. در هر جایی که صف می ایستادیم – فرودگاه ، صف رفتن به مکان های دیدنی و … – از تلوزیون آن برنامه ای پخش می شد که نشان می داد چطور از وسایل خودمان مراقبت کنیم. در تمام مسیر سفر باید مواظب تبدیل وجه خود باشید که در صرافی های مجاز انجام شود. در پاریس دست فروش های فراوانی بودند و به توصیه دیگران برای خرید از آنها فقط پول به اندازه ارایه شود چون غالبا اسکناس های تقلبی به مسافران می دهند.
      از نظر امنیت کلی با توجه به اینکه در گروه بودیم مشکل خاص نداشتیم اما در پاریس و مجارستان از یکی از همسفرهای ما دزدی کردند. در ونیز ایتالیا گدا زیاد دیدم.
      من همیشه در همه جا مواظب لوازم و وسایلم هستم توصیه می کنم مواظب وسایل خود باشید.
      ۳) ما از آلمان به خوبی دیدن نکردیم. به نظرم می شد آن را حذف کرد. اما دیدن از یونان و ایتالیا و اطریش و مجارستان فوق العاده بود. می شود یک برنامه یک هفته ای برای اتریش و مجارستان تهیه کرد. و همینطور یونان و ایتالیا.
      ۴) برنامه ی زمینی با گروه و تعداد زیاد بود اما فوق العاده خاطره انگیز و خوب.
      امیدوارم شما هم از برنامه تون لذت ببرید

  2. محمد می‌گوید:

    از راهنمایی و پاسخ شما بسیار متشکرم
    به نظر من خاطرات شما در این سایت کامل ترین راهنما برای این مسافرت بود که در اینترنت دیدم

  3. دکتر معماریان می‌گوید:

    سلام .
    با اینکه مدت زیادی از گزارش شما میگذرد ، اما بسیار مفید و ارزشمند است .
    من نوروز ۹۶ انشاالله عازم هستم . از توضیحات شما بسیار استفاده بردم . امیدوام بتوانم
    در بازگشت من هم گزارشی مشابه تهیه کنم . سفر ما از اسفند ۹۵ شروع و تا فروردین ۹۶
    ادامه خواهد داشت . سعی میکنم عکسهای سفر را در اینستاگرام خودم منتشر کنم با نام زیر:
    dr.memarian

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.