کانکشن وایرلس آدمی

avatar

چند سال پیش بود فیلم آواتار را که می دیدم یاد خیالات قEnglishدیم خودم افتادم وقتی اولین بار که به دنیای وایرلس و بلوتوث آشنا شده بودم.

اون موقع ها فکر می کردم که اگر آدم ها هم یک وسیله کانکشن بین خودشان داشتند چی می شد. چقدر دنیا زیباتر و لذت بخش تر دیده می شد.نظرات و خیالات آدمی بدون بیان موضوعی تماما بدون کم و کاست توسط دیگری درک می شد. درک به معنای واقعی کلمه. با تمام وجود.

اگر می شد مفاهیم و موضوعاتی که قابل بیان نیست را به روشی منتقل کرد که فرد دیگر همان درک را به دست بیاورد پدیده ای فوق العاده است . همانطور که مردمان آواتار با اتصال موهای خود به موی درخت و یا اسب و یا موجودات دیگر ، با او یکی می شدند. یکی شدن فوق العاده دل پذیر است.

گاهی اوقات کلام آدمی در بیان آنچه در قلب می گذرد در می ماند – چه ادیبانه- گاهی انتقال حسی امکان پذیر نیست . لذتی که از شنیدن موسیقی به آدم دست می دهد انتقال پذیر نیست و هزاران چیز دیگر که با کلام منتقل نمی شه .

در حال حاضر افراد سیگنال های خودشون را با هم میزان می کنند . اگر سیگنال عاطفی افراد میزان بود درک هم انجام می شه .به قول شاعر همشهری ما – استاد ه.ا.سایه –  گوش کن با لب خاموش سخن می گویم / پاسخم گو به زبانی که میان من و تو ست.

سختی کار همین کوک کردن سیگنال هاست . از کوک کردن هر ساز موسیقی دشوار تر است و در بعضی ها هم که اساسا امکان ناپذیره ، اما این دستگاه – کانکشن وایرلس آدمی – غیر ممکن ها را ممکن می کند. اینطوری دیگه اگر هم سگنال هم نباشی می شه حس را بلوتوث کرد. می شه دنیا را بهتر کرد. می شه هزار تا کار کرد…

اما متاسفانه نمی شود. خیر . امکان پذیر نیست.

لامصب بقول روباهِ شازده کوچولو همیشه باید یک پای موضوع لنگ بزنه. یک چیزی مانع این اتفاق می شود. مانعی که موجب شده این گونه ارتباط ها درست نشه.

تا حالا شده با بلوتوث موبایل خودتون به یکی دیگه کانکت بشوید و پیغامی ببینید که برقراری ارتباط  ممکن نیست. حالا یا  مدل – بقول امروزی ها ورژن – بلوتوث ها با هم فرق داره ، یکی قدیمی تر و یکی جدید تر و یا اینکه چه می دونم بلوتوث یارو خرابه و اصلا چرا راه دور بریم طرف بلوتوث خودشو خاموش کرده و شاید هم از نمایش همگانی آن جلو گیری کرده. هر دلیلی داشته باشه آخرش یکی است برقرای ارتباط امکان پذیر نیست.

این همه زور زدیم یه دستگاه ساختیم که برای راحتی آدم ها، حالا شدیم بلای جان آنها. حالا به طور مداوم باید از ورژن کانکتور مطمئن بشیم. باید هم ورژن ها را انتخاب کنیم . کانکتور ساخت کدام کارخانه کیفیت بهتری داره؟ نکنه چینی باشه؟  بعضی کانکتور ها علاوه بر حس چیز های دیگر را هم منتقل می کنند.

داستان حق مولف هم به همه مشکلات اضافه می شود.

یک عده ای هم که بیشتر به فکر نوع ابزار و کانکتور هستند تا به نوع کانکشن . اصلا محتوا براشون مهم نیست. طرف کانکت شده ولی چیزی برای عرضه نداره. اصلا حسی برای انتقال در او نیست. بعضی ها فقط گیرنده هستند و فقط منتقد حس منتقل شده و بعضی ها در برابر حس مقاومت می کنند.

وای خدای من عجب شیر تو شیری شده.

یک عده ای نشسته اند تا تو یک چیزی بسازی و سریع بدافزار های براش بسازند. وای از دست این بد افزار ها . هزار و یک جور حس کاذب و بی خودی را از طریق کانکتور منتقل می کنند.

تازه یک عالمه تبلیغات برای انواع حس ها. این جور چیز ها هم که زیاد طرفدار داره. تبلیغات هم که حرف اول را می زند .

همینطور کلنجار می رفتم و با خودم می گفتم « می شه ، نمی شه . اگه بشه چی می شه » که چشم باز کردم و به صفحه تلوزیون نگاه کردم و به فیلم آواتاری که تمام شده بود.

ابوالقاسم ابراهیمی

 

Facebook Twitter Plusone Linkedin Digg Reddit Email
این نوشته در نگاه ها و نظر ها, یاد ها و خاطره ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.