کیک تولد دست پخت خودم

دوست من سلام بیا یک قاچ از این کیک بخور. خودم پختمش. مزه اش عالیه.

امروز اگه از این کیک نخوری شاید دیگه گیرت نیاد. بیا و دل من رو نشکون. هر چی باشه تولد منه.

pice-of-cake

وقتی قصد کردم که براتون کیک بپزم ، تلاش کردم که موادش تازه باشه. آخه می دونی با مواد مانده اگه کیک درست کنی ناجوره، هم مزه اش بد می شه هم خطر داره. کی می دونه یکهو دیدی رودل کردی. اونوقت ما که آمده بودیم صواب کنیم کباب می شیم.

خودم رفتم بازار. با همین دو تا دستای مهربانم موادش را تهیه کردم. بیا و از دست پخت من بخور.

خیلی گشتم. بعضی موادش پیدا نمی شد. تلاش کردم مناسبترین مشابه اش را جایگزین کنم. بعضی موادش اما ….. باید خودم می کاشتمش. اگر خوب نتوانستم کاشته ام را درو کنم تقصیر منه شما به بزرگواری تون می بخشید.

اول صبح که از خواب بیدار شدم، یک نفس درست حسابی ریه هامو پر اکسیژن هوای تهران کردم. البته اگه هنوز توش اکسیژن مانده باشه. بعد پای گیوه ام را ور کشیدم و رفتم تا مواد آماده کنم.

یک کم عشق می خواستم.

اگه عشق و محبت را با هم خوب مخلوط کنی شادی آفرینه. مقدار مواد و نسبتشون به خودت بستگی داره. کم و زیادش کنی ممکنه اولش غمت بیاد اما انتهاش شادیه . خیلی گشتم ، تقریبا هم جا دنبالش بودم. پیرم درآمد. از خیلی ها سراغشو گرفتم، می گفتند کمیابه، یا می گفتند که اخیرا دیگه تولید نمی شه. عده ای هم پاک ناامیدم کردند و گفتند دنبالش نگرد ، حتی مشابه اش هم پیدا نمی شه.

اما من دیدمش. وقتی دست پیرزن لنگ را گرفته بود و از عرض خیابان ردش می کرد، توی چشمای دختر کوچولو دیدمش. و وقتی با بوسه ای گونه ی زن پیر را بوسید با سرعت خودم  رو بهش رسوندم  کمی از محبت و عشق را که می ریخت جمع کردم.  باز هم دیدمش، وقتی مادر نوزاد تازه دنیا آمده اش را با مهر نگاه می کرد اشک می ریخت ، خنده می کرد. وقتی گربه با تمام عشق بچه اش را می لیسید که تمیز بشه . آره من دیدمش و تمام خستگی ام از بین رفته بود.

حالا باید دنبال زیبایی می گشتم. این یکی، خدا را شکر هر جا نگاه بکنی هست. صبح موقع طلوع خورشید. شب موقع غروب زیبا. موقع ماهتاب بی همتا. تو برکه ها و چمن زارها. کنار ساحل دریا. تو هر چی، حتی سنگ زیر پا که دلت می خواد لگدش کنی هم زیبایی هست.

اما من از یک گل که محو صدای زیبای بلبل آواز خوانی بود که براش از عشق می گفت و او با تمام وجودش از لذت و شرم سرخ شده بود یک کم زیبایی به امانت گرفتم.

باید دنبال شجاعت می گشتم. توی خودم پیداش نکردم. خیلی ها یادشون رفته که دنبال چی بودند و رویاهاشون چی بوده و مثل خود من شجاعتش رو ندارند تا برن دنبال رویاهاشون . از اونها هم نمی شد شجاعت گرفت. اما توی شهر ، روزهای خاص که هیچکی جرعت نمی کرد حرفی بزنه -به هزار دلیل- اما یک عده شجاعانه فریاد می کشیدند که کو؟ کو؟ کو؟  یک کم شجاعتی که از اونها قرض گرفته بودم، اینجا به کارم آمد.

اگه نشاط نباشه کیک مزه نداره. توی سرخوشی و شادی بچه ها، تو لبخند بی نظیر کودکان بازی گوش تا دلت بخواد نشاط هست. بچه ها وقتی بچه اند پر از نشاط اند. نمی دانم چه بلایی سر اونها می یاد که وقتی بزرگ می شن نشاط ……

استقامت و صبر و پایداری هم لازمه. باید از این مواد هم تو کیکم بریزم.

قدری ایثار و از خود گذشتیگی، نمی دونید با این معجون چه چیزی تولید می شه. اما از اون کالاهای است که کلا نایابه و البته تو این دوره حکم کیمیا رو داره.  اما عاقبت جوینده یابنده بود.

بچه که بودیم چه آرزوهای رنگ و ارنگی داشتیم. آرزوی پرواز. آرزو که بال داشته باشیم. آرزو که همه چیز فراهم باشه. غم نباشه. دیدن دوستان. یک تیله عالی برای گردو بازی. یک بستنی میوه ای . دوچرخه کورسی…… هزار تا شاید بیشتر آرزوهای کوچک و بزرگ. اما حالا فقط کار کار کار. بی آرزو و …. اما من باید تو کیک آرزو هم می ریختم . آرزوی سلامتی ، شادی و سرخوشی، آرامش، آرزوی تندرستی و مهربانی ، آرزوی بودن در کنار خانواده ی مهربان و پر شور ، آرزوی آینده ای بهتر و شیرین تر. آرزوی بچه های سالم و به راه. آرزوی رفتن دنبال رویاها. آرزوی …..

همه این مواد را باهم ریختم توی ظرف بزرگ اشتیاق و با قاشق مهربانی همش زدم ، از چاشنی امید هم که خوش مزه اش می کنه به کیک افزودم و بعدش توی اجاقی گرم تر از عشق و نفرت و با گرمای دلم پختمش و شد کیکی که دارم تعارفتون می کنم یک قاچ ازش میل کنید .

ترا خدا تعارف نکنید یک قاچ میل کنید. هر چی باشه امروز روز تولدمه.

ابوالقاسم ابراهیمی

پانزده ام تیر ماه نود

Facebook Twitter Plusone Linkedin Digg Reddit Email
این نوشته در مراسم و روزهای خاص, نگاه ها و نظر ها, یاد ها و خاطره ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.