چهارشنبه سوری آیینی باستانی

اعتقادی کهن و تاریخی . چهار شنبه سوری آیینی باستانی

مراسمی که ریشه در تاریخ مرز و بوم ما دارد اما به هر دلیلی دچار تغیرات عمده ای شده. قدری از این تغیرات به خاطر شرایط حاکم است و قدری هم به خاطر سهل  انگاری ما.

بچه که بودم مراسم روزهای آخر سال، شادی آفرین بود. نوروزی خوانی و چهار شنبه سوری و قاشق زنی ، چیز های است که من از آن ایام در خاطره خود دارم. بعد از انقلاب به دلیل شرایط انقلابی و بعدش به خاطر خون و خون ریزی جنگ ، مراسم های اینچنینی آرام آرام تحلیل رفت والان بچه های ما اینجور مراسم را کهنه و فرسوده و گاها دهاتی بازی های آنچنانی می دانند.

اکثر کشور های فارسی زبان در روزهای نزدیک به آمدن سالی جدید ،شادند و همان آیین کهن ما را به اجرا در می آورند. یکی از این کهن آیین ها سور و جشنی است که در روزهای آخر سال گرفته می شد و به چهارشنبه سوری معروف است.

آیینی که در تعریف آن بعضی اختلاف ها در روز و زمان بر گزاری و نوع آن وجود دارد اما روایتی از آن را دوست دارم و من این روایت را به عنوان این جشن می دانم و به فرزندان خود هم منتقل کرده ام.

«مردم باستان اعتقاد داشتند که ده شبانه روز آخر سال زمانی است که فروهر های مردگان ما به شهر و دیار خود باز خواهند گشت . در واقع در شب ۲۶ ماه اسفند فروهر ها فرود خواهند آمد . مردم هم در این روز لباس های نو بر تن می کنند و برای مردگان خود اتاق های ویژه ای آزین می بندند و نبات و شیرنی و میوه می گذارند .چوب مقدس و خوش بو می سوزانند و کتاب مقدس می گشایند . خانه را تمیز نموده و قلب خود را از کدورت ها و کینه ها پاک می کنند تا روح مردگان از آنان راضی باشند.

در این شب مردم بر سر بامهای خود آتش روشن می کنند تا روان مردگان در فروغ و روشنی آن اتش – که از مخلوقات اهورمزداست – وارد خانه شوند.»

wednesdy

آتش مورد توجه ایرانیان باستان بوده  است ،نه به این دلیل که آتش پرست بوده اند بلکه آتش و فروغ آن نشانه ای است از اهورمزدا و به عنوان یک نماد در همه مراسم مذهبی حضور داشته . آتش از بین برنده پلیدی و زشتی است و نابود گر بیماری.  آتش روشنگر است و بر طرف کننده تاریکی. البته آتشی که حضرت زرتشت با خود آورد که بی دود بود  هم تقدس ویژه ای دارد.

در گذر زمان مراسم جشن و پایکوبی و روشن نمودن آتش در شب چهارشنبه بر گزار می شود. مردم آتش روشن می کردند و با شادی از روی آن می پریدند وشعر می خواندند. گرد هم جمع می شدند و شادی و پایکوبی می کردند.

در هر شهری از شهرهای ایران عزیز برای این روزهای آخر سال مراسمی وجود داشت که در حال حاضر کم و بیش از بین رفته. در استان گیلان نوروزخانی و عروس گوله جزء مراسم بیاد ماندنی است که هنوز  هم در اطراف دیلمان و  سیاهکل و… اجرا می شود. یک نفر را با لباس عجیب و غریب ملبس می کنند که وجه غول را تداعی کند و دیگری با لباس عروس . غول و عروس می رقصند و می خوانند و شیرینی و هدایا جمع می کنند.

حاجی فیروز هم این روزها بیرون می آید . مردی سیاه روی با لباسی سرخ که منگوله های از آن آویزان است و می خواند و شادی آفرینی می کند.

شکستن کوزه. انداختن کوزه ای پر آب از بام که قضاء و بلا رفع شود هم از مراسم این روزها است. فال گوش ایستادن به روش های مختلف از رفتار این روز بوده تا آینده خود را با شنیدن پیامی کشف کنند.

آجیل مشکل گشا و یا آجیل چهارشنبه سوری هم تقریبا در همه جای این مرز و بوم جای خود را دارد

قدیم تر ها قاشق زنی هم بود. امروزه شنیده می شود که بعضی جوانان این رسم را احیاء می کنند.

امروزه روز اما هنوز در بعضی کوچه ها در شهر های بزرگ مردم مثل زمان قدیم کپه های از آتش روشن می کنند . کپه های سه یا پنج و یا هفت تای و از روی این آتش می پرند و می خوانند زردی من از تو ، سرخی تو از من.

هر چند مهمترین اتفاق روزهای قبل از چهارشنبه سوری و صد البته شب چهارشنبه سوری ترقه بازی است. مراسمی که با محدودیت های ایجاد شده تغیر شکل یافته ی آتش بازی و بازی فشفه است.  خوش به حال وارد کنند های ترقه های چینی !!!!!!!!!!!!!!!!!!

امیدوارم آداب و سنن ما همیشه به درستی زنده بماند. همه آنچیز های که خوب بوده و خوب خواهد ماند.

چهارشنبه سوری بی خطر و خوشی برای همه آرزومندم

ابوالقاسم ابراهیمی

Facebook Twitter Plusone Linkedin Digg Reddit Email
Bookmark the پیوند یکتا.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.